عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
30
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
از زمرهء ايشان بيرون كند . كهنهاى داشت . آن را پاره كرد و صرّها دربست و بدرويشان داد و شكر دل آنست كه همهء خلق را خير خواهد و بر هيچكس حسد نبرد . و شكر تن آنست كه اعضاى خود همه نعمت داند و به كار آخرت مشغول دارد . درويشى از روزگار نامساعد پيش پير طريقت بناليد ، پير گفت : اى ظريف درويش ! دوست دارى ترا چشم نبود و ده هزار درم در دستت بود ؟ درويش گفت نه ! پير گفت : خواهى . كه عقلت نبود و همان ده هزار درم بود ؟ گفت نه ، پير گفت : اى مسكين به دو حرف ترا بيست هزار درم حاصلست ، ترا چه جاى شكايت است ؟ ! وقتى مصطفى ( ص ) با يكى از ياران بر در خانهء منافقى بگذشت ، آواز نشاط و الحان شعر و طرب شنيدند و نيز خوانى ديدند آراسته و از چند گونه طعامهاى لذيذ بر آنجا نهاده . اين مرد رسول را گويد : اى مهتر عالم حكمت درين چيست كه ياران موافق تو و دوستان مخلصان حضرت تو در آتش گرسنگى ميسوزند و اين منافقان بدين طرب و ناز چنين زندگى ميكنند ؟ ! گفت : اى مرد ! هنوز اين ذوق دنيا در سينهء تو قبولى دارد ، يا زينت او در ديدهء تو غرورى مىنمايد ! حكمت درين آنست كه تا از نعيم بهشت بىنصيب شوند يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ . هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً ، در خبر مصطفى است صلوات اللَّه عليه كه : حقّ جلّ جلاله دوستان خود را ببلا تعهد كند ، چنانك شما بيمار را بطعام و شراب تعهد كنيد ، و گفت : در فراديس اعلى بسى درجات و منازل هست كه بنده هرگز بجهد خود بدان نتواند رسيد ، رب العزّة بنده را به آن بلاها كه در دنيا بر سر وى گمارد بدان رساند . و در خبر است كه روزى رسول خدا به آسمان مىنگريست و مىخنديد و گفت عجب ميدارم حكم ربانى و قضاى الهى در حقّ بندهء مؤمن ، كه اگر بنعمت حكم كند ، رضا دهد و خيرت وى در آن باشد ، و اگر ببلا حكم كند ، رضا دهد و خيرت وى در آن باشد ، يعنى كه برين بلا صبر كند و در آن نعمت شكر كند و در هر دو خيرت باشد . و گفتهاند كه حقّ جلّ جلاله ذريّت آدم را هزار قسم گردانيد و ايشان را بر بساط محبت اشراف داد ، همه